سر کرد نوایی که همه گوش شدم
-
اندازه متن
+
سر کرد نوایی که همه گوش شدم
وز خود شدم و خودی فراموش شدم
القصه در آن سحر که من بودم و او
حرفی به من آموخت که خاموش شدم
سر کرد نوایی که همه گوش شدم
وز خود شدم و خودی فراموش شدم
القصه در آن سحر که من بودم و او
حرفی به من آموخت که خاموش شدم
چشمم نه بدو که من در او مینگرم راهم نه بر او که من بر او میگذرم
آنی که چو آب آمد و چون باد برفت با من شب دوشش گذر افشاد ، برفت

