در داد نخستینم کاسی بشتاب
-
اندازه متن
+
در داد نخستینم کاسی بشتاب
آنگه به نگاهی دل من برد ز تاب
آورد رهم چون به بیایان خراب
خود رفت و مرا نهاد با چشم پرآب
در داد نخستینم کاسی بشتاب
آنگه به نگاهی دل من برد ز تاب
آورد رهم چون به بیایان خراب
خود رفت و مرا نهاد با چشم پرآب
گفتم: چه سبک دست شب از ماش ربود کز یادم شد هم او، هم آن گفت و شنود
…
گفتم : نه لب است ، چشمهای از شکر است گفت : آری با دید تو هرچه دگر…

