ای ماه برآمدی و تابان گشتی (1755)
-
اندازه متن
+
ای ماه برآمدی و تابان گشتی
گرد فلک خویش خرامان گشتی
چون دانستی برابر جان گشتی
ناگاه فروشدی پنهان گشتی
ای ماه برآمدی و تابان گشتی
گرد فلک خویش خرامان گشتی
چون دانستی برابر جان گشتی
ناگاه فروشدی پنهان گشتی
دلدار به زیر لب بخواند چیزی دیوانه شوی عقل نماند چیزی
یارب چه فسونست که او…
مست رسید آن بت بیباک من دردکش و دلخوش و چالاک من
گفت به من بنگر…

