میآید گرگ نزد ما وقت سحر (922)
-
اندازه متن
+
میآید گرگ نزد ما وقت سحر
هم فربه میرباید و هم لاغر
تا چند کنی خرخر اندر بستر
بر وی زن آب ای که خاکت بر سر
میآید گرگ نزد ما وقت سحر
هم فربه میرباید و هم لاغر
تا چند کنی خرخر اندر بستر
بر وی زن آب ای که خاکت بر سر
اندر سر ما همت کاری دگر است معشوقهٔ خوب ما نگاری دگر است
والله که بعشق نیز…
مثل ذره روزن همگان گشته هوایی که تو خورشیدشمایل به سر بام برآیی
همه ذرات پریشان…

