آن کس که بر آتش جهانم بنهاد (489)
-
اندازه متن
+
آن کس که بر آتش جهانم بنهاد
صد گونه زبانه بر زبانم بنهاد
چون شش جهتم شعلهٔ آتش بگرفت
آه کردم و دست بر دهانم بنهاد
آن کس که بر آتش جهانم بنهاد
صد گونه زبانه بر زبانم بنهاد
چون شش جهتم شعلهٔ آتش بگرفت
آه کردم و دست بر دهانم بنهاد
ای دل دو سه شام تا سحرگاه مخسب در فرقت آفتاب چون ماه مخسپ
چون دلو…
من کوهم و قال من صدای یار است من نقشم و نقشبندم آن دلدار است
چون…

