آن کس که بر آتش جهانم بنهاد (489)
-
اندازه متن
+
آن کس که بر آتش جهانم بنهاد
صد گونه زبانه بر زبانم بنهاد
چون شش جهتم شعلهٔ آتش بگرفت
آه کردم و دست بر دهانم بنهاد
آن کس که بر آتش جهانم بنهاد
صد گونه زبانه بر زبانم بنهاد
چون شش جهتم شعلهٔ آتش بگرفت
آه کردم و دست بر دهانم بنهاد
آنک جانش دادهای آن را مکش ور ندادی نقش بیجان را مکش
آن دو زلف کافر…
سگ ار چه بیفغان و شر نباشد سگ ما چون سگ دیگر نباشد
شنو از مصطفی…

