آکادمی پلیکان

باران به سر گرم دلی بر میریخت (226)

- اندازه متن +

باران به سر گرم دلی بر میریخت
بسیار چو ریخت چست در خانه گریخت

پر میزد خوش بطی که آن بر من ریز
کاین جان مرا خدای از آب انگیخت

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×