چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی (2932)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۶
-
اندازه متن
+
چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی
چون شمع زنده باشی همچون شرر نخسپی
درهای آسمان را شب سخت میگشاید
نیک اختریت باشد گر چون قمر نخسپی
گر مرد آسمانی مشتاق آن جهانی
زیر فلک نمانی جز بر زبر نخسپی
چون لشکر حبش شب بر روم حمله آرد
باید که همچو قیصر در کر و فر نخسپی
عیسی روزگاری سیاح باش در شب
در آب و در گل ای جان تا همچو خر نخسپی
شب رو که راهها را در شب توان بریدن
گر شهر یار خواهی اندر سفر نخسپی
در سایه خدایی خسپند نیکبختان
زنهار ای برادر جای دگر نخسپی
چون از پدر جدا شد یوسف نه مبتلا شد
تو یوسفی هلا تا جز با پدر نخسپی
زیرا برادرانت دارند قصد جانت
هان تا میان ایشان جز با حذر نخسپی
تبریز شمس دین را جز ره روی نیابد
گر تو ز ره روانی بر ره گذر نخسپی
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
کژزخمه مباش تا توانی (2757)
کژزخمه مباش تا توانی هر زخمه که کژ زنی بمانی
پیر است عروس عیش دنیا مرگش…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
