آکادمی پلیکان

چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی (2932)

- اندازه متن +

چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی
چون شمع زنده باشی همچون شرر نخسپی

درهای آسمان را شب سخت می‌گشاید
نیک اختریت باشد گر چون قمر نخسپی

گر مرد آسمانی مشتاق آن جهانی
زیر فلک نمانی جز بر زبر نخسپی

چون لشکر حبش شب بر روم حمله آرد
باید که همچو قیصر در کر و فر نخسپی

عیسی روزگاری سیاح باش در شب
در آب و در گل ای جان تا همچو خر نخسپی

شب رو که راه‌ها را در شب توان بریدن
گر شهر یار خواهی اندر سفر نخسپی

در سایه خدایی خسپند نیکبختان
زنهار ای برادر جای دگر نخسپی

چون از پدر جدا شد یوسف نه مبتلا شد
تو یوسفی هلا تا جز با پدر نخسپی

زیرا برادرانت دارند قصد جانت
هان تا میان ایشان جز با حذر نخسپی

تبریز شمس دین را جز ره روی نیابد
گر تو ز ره روانی بر ره گذر نخسپی

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×