ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او (2146)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۱۴
-
اندازه متن
+
ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او
پندپذیرنده نیم شور و شرر دارم از او
خانه شادی است دلم غصه ندارم چه کنم
هر چه به عالم ترشی دورم و بیزارم از او
کی هلدم با خود کی میدهدم بر سر می
گل دهدم در مه دی بلبل گلزارم از او
من خوش و تو نیم خوشی جهد بکن تا بچشی
تا قدحی میبکشی ز آنک گرفتارم از او
گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد (784)
گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد جان من و آن جملگان میسوزد
ور بانگ برآورم دهان…
مولانا 
