maryam

📄 تعداد نوشتار: 920
👤

اطلاعات شخصی

📍
محل زندگی یزد
🎂
تاریخ تولد 1378-08-05

نداند آنکه درآورد دوستان از پای (66)

نداند آنکه درآورد دوستان از پای
که بی‌خلاف بجنبند دشمنان از جای

این باد و بروت و نخوت اندر بینی (67)

این باد و بروت و نخوت اندر بینی
آن روز که از عمل بیفتی بینی

آن گوی که طاقت جوابش داری (68)

آن گوی که طاقت جوابش داری
گندم نبری به خانه چون جو کاری

مردی نه به قوتست و شمشیرزنی (69)

مردی نه به قوتست و شمشیرزنی
آنست که جوری که توانی نکنی

به پارسایی و رندی و فسق و مستوری (70)

به پارسایی و رندی و فسق و مستوری
چو اختیار به دست تو نیست معذوری

چو نفس آرام می‌گیرد چه در قصری چه در غاری (71)

چو نفس آرام می‌گیرد چه در قصری چه در غاری
چو خواب آمد چه بر تختی چه در پایان دیواری

شمع کز حد به در بیفروزی (72)

شمع کز حد به در بیفروزی
بیم باشد که خانمان سوزی

تو با این لطف دلبندی چرا با ما نپیوندی (73)

تو با این لطف دلبندی چرا با ما نپیوندی
نقاب از بهر آن باشد که روی زشت بربندی

نقاب از بهر آن باشد که بربندند روی زشت (74)

نقاب از بهر آن باشد که بربندند روی زشت
تو زیبایی بنام ایزد چرا باید که بربندی

از دست کسی بستده هر روز عطایی (75)

از دست کسی بستده هر روز عطایی
معذور بدارندش یک روز جفایی