نداند آنکه درآورد دوستان از پای (66)
-
اندازه متن
+
نداند آنکه درآورد دوستان از پای
که بیخلاف بجنبند دشمنان از جای
نداند آنکه درآورد دوستان از پای
که بیخلاف بجنبند دشمنان از جای
طایفهٔ رندان به خلافِ درویشی به در آمدند و سخنان ناسزا گفتند و بزدند و برنجانیدند. شکایت از بیطاقتی پیشِ…
دانشمندی را دیدم به کسی مبتلا شده و رازش بر مَلا افتاده. جورِ فراوان بردی و تحمّل بیکران کردی. باری…

