آکادمی پلیکان

در دو چشمش گناه می‌خندید

- اندازه متن +
📹 | 🎧 | 📄

در دو چشمش گناه می‌خندید
بر رخش نور ماه می‌خندید
در گذرگاه آن لبان خموش
شعله‌ای بی‌پناه می‌خندید

 

شرمناک و پر از نیازی گنگ
با نگاهی که رنگ مستی داشت
در دو چشمش نگاه کردم و گفت :
باید از عشق حاصلی برداشت

 

سایه‌ای روی سایه‌ای خم شد
در نهانگاه رازپرور شب
نفسی روی گونه ای لغزید
بوسه‌ای شعله زد میان دو لب

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۲ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×