آمد به درم سرخوش و مست و مغشوش
-
اندازه متن
+
آمد به درم سرخوش و مست و مغشوش
گفتا به من ای عاشق سرتا پا هوش،
وجدی کن و جامی ده و آور سخنی
گفتم زمنی امشب؟ گفتا خاموش
آمد به درم سرخوش و مست و مغشوش
گفتا به من ای عاشق سرتا پا هوش،
وجدی کن و جامی ده و آور سخنی
گفتم زمنی امشب؟ گفتا خاموش
یاران موافقی که از جوش شدند دوشینه به گفت و گو خاموش شدند
در حیرتم و…
افتاده سروکارم با فتنهگری چندانکه مرا نمانده با خوبش سری
بر نیک و بد حرف من…

