آکادمی پلیکان

آمد به تن من و به دل کرد نشست

- اندازه متن +

آمد به تن من و به دل کرد نشست
هر غم که بیندیشی و هرگونه شکست.

زآن روی که من به دوست می دادم دست
با جمله دلم شکست وز او دل نگسست.

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×