بنشست به در ز پرده ، می خورده و مست
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۱۱/۷
-
اندازه متن
+
بنشست به در ز پرده ، می خورده و مست
چشمش چو به من فتاد در پرده نشست.
با من نشکست عهدش از مستی ، لیک
با وعده فرداش ، دل من بشکست.
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
ناکرده گنه مرا گنه میشمرد
ناکرده گنه مرا گنه میشمرد با صبح سفيد من سیه میشمرد
دانم که چه اینم شمرد،…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
نیما یوشیج 
