آوخ که سیاهیم به یک موی نماند
-
اندازه متن
+
آوخ که سیاهیم به یک موی نماند
وز لاله ی من رنگی در روی نماند
دردا که همه سوختم از اتش خود
افسوس رگی هم آب در جوی نماند
آوخ که سیاهیم به یک موی نماند
وز لاله ی من رنگی در روی نماند
دردا که همه سوختم از اتش خود
افسوس رگی هم آب در جوی نماند
آن را که رهیست ره به کویی نبرد آبی که رود منت جویی نبرد
من دست…
دوستم همه گفتی که به درد تو رسم آیم به علاج رخ زرد تو رسم
امروز…

