جانا سخنت شکر اگر افشاند
-
اندازه متن
+
جانا سخنت شکر اگر افشاند
از دست به دست رفته هر کس خواند،
جان تو در او چو نیست، بیجا حرف است،
بر ساخته از گل، آدمک را ماند
جانا سخنت شکر اگر افشاند
از دست به دست رفته هر کس خواند،
جان تو در او چو نیست، بیجا حرف است،
بر ساخته از گل، آدمک را ماند
گفتم ز چه در فکر فرویند همه بر یاد کدام گفتگویند همه
جامیم نهادند به پیش…
گفتم دلم از دهان تنگت شده تنگ گفتا فشرد به تنگنا، سنگ ز سنگ
گفتم اگر…

