آکادمی پلیکان

با دل به سفر شدم پی درمانی

- اندازه متن +

با دل به سفر شدم پی درمانی
بردم ره از خانه سوی ویرانی

دل گفت چه می بینی؟ گفتم به رهی
مجنونی و در قفای او نادانی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×