در خاطرم افتاد که میآیی باز
-
اندازه متن
+
در خاطرم افتاد که میآیی باز
کردم درخانه دوش بهر تو فراز
آوایی از خانه شنیدم لیکن
کاین قصه ز من می طلبد عمر دراز
در خاطرم افتاد که میآیی باز
کردم درخانه دوش بهر تو فراز
آوایی از خانه شنیدم لیکن
کاین قصه ز من می طلبد عمر دراز
ناخوش به تنم من از شب ناخوشدار ای همنفسم چراغ من خامشدار
می آید او می…
از دست غمت دست به دستم افتاد تا چشم برآن دو چشم مستم افتاد
بر پای…

