هیهات که آنچه بود بر باد برفت
-
اندازه متن
+
هیهات که آنچه بود بر باد برفت
بد کرد . گز سکوی از یاد برفت
با روی چنان آمد و با خوی چنین
مرغی که پردیه بود ، آزاد برفت
هیهات که آنچه بود بر باد برفت
بد کرد . گز سکوی از یاد برفت
با روی چنان آمد و با خوی چنین
مرغی که پردیه بود ، آزاد برفت
نه مینهیام که خاطر آزاد کنی
نه آن کنی ای مه، که دلم شاد کنی
گفتم به کدام دیده در من نگری؟ گفتا به کدام دل به من راه بری؟
گفتم…

