هیهات که آنچه بود بر باد برفت
-
اندازه متن
+
هیهات که آنچه بود بر باد برفت
بد کرد . گز سکوی از یاد برفت
با روی چنان آمد و با خوی چنین
مرغی که پردیه بود ، آزاد برفت
هیهات که آنچه بود بر باد برفت
بد کرد . گز سکوی از یاد برفت
با روی چنان آمد و با خوی چنین
مرغی که پردیه بود ، آزاد برفت
گویند به دل غمش نیندوخته به از آتش عشق، دیده بر دوخته به
من حكمت این…
آموختمش شيوهی هرگونه سخن بنهادم حرف حرف، حرفش به دهن
چون نیک بیازمود و آمد به…

