گفتم شب دوش ، گفت طوفان که گسست
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۱۱/۷
-
اندازه متن
+
گفتم شب دوش ، گفت طوفان که گسست
گفتم آن مرغ. گفت بر بام نشست.
گفتم بر آن بام چه افتادش ؟ گفت:
چون بام زهم شکست ، او نیز شکست
هر تیغ که بر کف علمداری شد
هر تیغ که بر کف علمداری شد در دفع ستمکاری، ابزاری شد
دردا که نه روزی…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
نیما یوشیج 
