گفتم مشتاب در ره، ای صلح تو جنگ
-
اندازه متن
+
گفتم مشتاب در ره، ای صلح تو جنگ
تو عمر منی عرصه مکن بر من تنگ
گفتا سخن به جای گفتی، اما
در کار سفر قافله کم کرد درنگ
گفتم مشتاب در ره، ای صلح تو جنگ
تو عمر منی عرصه مکن بر من تنگ
گفتا سخن به جای گفتی، اما
در کار سفر قافله کم کرد درنگ
زدن با مژه بر مویی گرهها به ناخن آهن تفته بریدن ز روح فاسد پیران نادان حجاب جهل…
با خم گفتم چیست که خاموش شدی، نادیده هنوز اربعین، گوش شدی؟
خم گفت تو را…

