گفتی ز چه بر دلت غباری گیرد
-
اندازه متن
+
گفتی ز چه بر دلت غباری گیرد
یا آنکه نه جزمن او نگاری گیرد
من نیز در این حرفم، اما افسوس
دل نیست که فرمان به قراری گیرد
گفتی ز چه بر دلت غباری گیرد
یا آنکه نه جزمن او نگاری گیرد
من نیز در این حرفم، اما افسوس
دل نیست که فرمان به قراری گیرد
ماه است و شب و حریف با جام شراب آن تابد و این پاید و او جوید خواب
…
گفتم: به خرامیدن، بالاش نکوست. غم گفت: مرا سیه چلیپاش نکوست
عقل آمد و گفت :…

