آکادمی پلیکان

گل گفت چرا باد نخواندم در گوش

- اندازه متن +

گل گفت چرا باد نخواندم در گوش
برداشت ندا باد چرا ای گل جوش

ابر آمد و گفت هر چه نوبت دارد
مرگ از پس پرده زد غریوی که خموش

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×