گوی از من کس هیچ نه نامی ببرد
-
اندازه متن
+
گوی از من کس هیچ نه نامی ببرد
یا با من راه برخلافی سپرد
من کوهم و دامن به در انداخته ام
هر جانوری به دامنم می گذرد
گوی از من کس هیچ نه نامی ببرد
یا با من راه برخلافی سپرد
من کوهم و دامن به در انداخته ام
هر جانوری به دامنم می گذرد
بنگر چه دل مراست حاصل از من در کار پریرویی غافل از من
من برسر آنکه…
گفتم: نفسی درآی با من سوی باغ گفتا که: مرا نیست در این کار دماغ
دانستم…

