یک چند به گیر و دار بگذشت مرا
-
اندازه متن
+
یک چند به گیر و دار بگذشت مرا
یک چند در انتظار بگذشت مرا
باقی همه صرف حسرت روی تو شد
بنگر که چه روزگار بگذشت مرا
یک چند به گیر و دار بگذشت مرا
یک چند در انتظار بگذشت مرا
باقی همه صرف حسرت روی تو شد
بنگر که چه روزگار بگذشت مرا
آمد سحر و نوای موذن برخاست افزود به هر فزوده وز کاسته کاست
یکسوی چراغ و…
اول به سر عتاب رفتم که چه بود وآنگه به دلالتش کمر بستم زود
هیهات که…

