آکادمی پلیکان

از خواب که می‌پَرَم اسمت رو می‌بَرَم

- اندازه متن +

از خواب که می‌پَرَم
اسمت رو می‌بَرَم
اسمت رو می‌بَرَم
از خواب که می‌پَرَم

من ساعتی شنی
رو به تموم شدن
لبریزِ اولی
من غرقِ آخرم

متروکه‌ای بزرگ
مطروده‌ای غریب
خالیه تو دلم
آتیشه بسترم

سنگینه ماتمت
شاید برای من
تابوتِ رابطه‌ست
رو شونه های من

سنگینه دستِ مرگ
که روی سینمه
اسمِ تو قرصِ قلب
زیرِ زبونمه

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×