زخمی بر او بزن
-
اندازه متن
+
زخمی بر او بزن
عمیقتر از انزوا
امشب دوباره بادها افسانهی کهن را آغازکردهاند «ــ بادها! بادها! خنیاگران باد!» خنیاگران باد ولیکن سرگرمِ قصههای ملولند... □ «ــ…
سراسرِ روز پیرزنانی آراسته آسانگیر و مهربان و خندان از برابرِ خوابگاهِ من گذشتند. نیمشب پلنگکِ پُرهیاهوی قاشقکی برخاست از…

