از کوزهگری کوزه خریدم باری (159)
-
اندازه متن
+
از کوزهگری کوزه خریدم باری
آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری
شاهی بودم که جام زرینم بود
اکنون شدهام کوزه هر خماری
از کوزهگری کوزه خریدم باری
آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری
شاهی بودم که جام زرینم بود
اکنون شدهام کوزه هر خماری
هان کوزهگرا بپای اگر هشیاری تا چند کنی بر گِل مردم خواری؟
انگشت فریدون و…
ایام زمانه از کسی دارد ننگ کو در غم ایام نشیند دلتنگ
می خور تو…

