آکادمی پلیکان

اکنون که گل سعادتت پربار است (9)

- اندازه متن +

اکنون که گل سعادتت پربار است
دست تو ز جام می چرا بیکار است؟

مِی خور که زمانه دشمنی غدار است
دریافتن روز چنین دشوار است

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×