گر یک نفست ز زندگانی گذرد (86)
-
اندازه متن
+
گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد
هشدار که سرمایهٔ سودای جهان
عمر است چنان کش گذرانی گذرد
گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد
هشدار که سرمایهٔ سودای جهان
عمر است چنان کش گذرانی گذرد
آن قصر که جمشید در او جام گرفت آهو بچه کرد و روبَه آرام گرفت
…
ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم وین یک دمِ عمر را غنیمت شمریم
فردا…

