گر یک نفست ز زندگانی گذرد (86)
-
اندازه متن
+
گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد
هشدار که سرمایهٔ سودای جهان
عمر است چنان کش گذرانی گذرد
گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد
هشدار که سرمایهٔ سودای جهان
عمر است چنان کش گذرانی گذرد
پیری دیدم به خانهٔ خماری گفتم نکنی ز رفتگان اخباری
گفتا می خور که همچو…
حکایت 22 : گویند بهرام گور روزی پیش نعمان منذر ایستاده بود که پروردگار او بود، بیک کمان دو تیر…

