یک جرعه می کهن ز ملکی نو به (156)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۰۸/۱۵
-
اندازه متن
+
یک جرعه می کهن ز ملکی نو به
وز هرچه نه می طریق بیرون شو به
در دست به از تخت فریدون صد بار
خشت سر خم ز ملک کیخسرو به
قلم را دانایان مشاطه مُلک خواندهاند (26)
حکایت 26 : قلم را دانایان مشاطه مُلک خواندهاند و سفیر دل، و سخن تا بیقلم بوَد چون جان بیکالبد…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
خیام 
