آکادمی پلیکان

از یکی آتش برآوردم تو را (173)

- اندازه متن +

از یکی آتش برآوردم تو را
در دگر آتش بگستردم تو را

از دل من زاده‌ای همچون سخن
چون سخن آخر فروخوردم تو را

با منی وز من نمی‌داری خبر
جادو ام من جادویی کردم تو را

تا نیفتد بر جمالت چشم بد
گوش مالیدم بیازردم تو را

دائم اقبالت جوان شد ز آنچ داد
این کف دست جوانمردم تو را

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مکاتب ادبی و هنری غرب

32 ثانیه
:
47 دقیقه
:
03 ساعت
:
15 روز
نگاهی به تاریخ تفکر، هنر و ادبیات در غرب
پشتیبانی
×