بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم (1475)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۵
-
اندازه متن
+
بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
بجز عشق به جز عشق دگر کار نداریم
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
به جز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم
چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم
بیایید بیایید که تا دست برآریم
چه دانیم؟ چه دانیم؟ که ما دوش چه خوردیم
که امروز همه روز، خمیریم و خماریم
مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت
که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم
شما مست نگشتید وزان باده نخوردید
چه دانید؟ چه دانید؟ که ما در چه شکاریم
نیفتیم بر این خاکْ ستان ما نه حصیریم
برآییم بر این چرخ که ما مرد حصاریم
زان روی که دل بستهٔ آن زنجیر است (341)
زان روی که دل بستهٔ آن زنجیر است در دامن تو دست زدن تقدیر است
چون…
مولانا 
