آکادمی پلیکان

در خبر آمد که آن معّاویه (62-2)

- اندازه متن +

بخش ۶۲ – بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست

 

 

 

در خبر آمد که آن معّاویه
خفته بد در قصر در یک زاویه

قصر را از اندرون در بسته بود
کز زیارتهای مردم خسته بود

ناگهان مردی ورا بیدار کرد
چشم چون بگشاد پنهان گشت مرد

گفت اندر قصر کس را ره نبود
کیست کین گستاخی و جرات نمود

گرد برگشت و طلب کرد آن زمان
تا بیاید زان نهان گشته نشان

او پس در مدبری را دید کو
در پس پرده نهان می‌کرد رو

گفت هی تو کیستی نام تو چیست
گفت نامم فاش ابلیس شقیست

گفت بیدارم چرا کردی بجد
راست گو با من مگو بر عکس و ضد

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

مسخ و در سرزمین محکومان + نقد و تفسیر
آن شراب مگر چند ساله بود؟ فروغ‌خوانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×