آکادمی پلیکان

گر از غم عشق عار داریم (1550)

- اندازه متن +

گر از غم عشق عار داریم
پس ما به جهان چه کار داریم

یا رب تو مده قرار ما را
گر بی‌رخ تو قرار داریم

ای یوسف یوسفان کجایی
ما روی در آن دیار داریم

هر صبح بر آن دو زلف مشکین
چون باد صبا گذار داریم

چون حلقه زلف خود شماری
ما چشم در آن شمار داریم

چشم تو شکار کرد جان را
ما دیده در آن شکار داریم

ای آب حیات در کنارت
این آتش از آن کنار داریم

زان لاله ستان چه زار گشتیم
یا رب که چه لاله زار داریم

گوییم ز رشک شمس تبریز
نی سیم و نه زر نه یار داریم

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مکاتب ادبی و هنری غرب

29 ثانیه
:
44 دقیقه
:
12 ساعت
:
14 روز
نگاهی به تاریخ تفکر، هنر و ادبیات در غرب
پشتیبانی
×