آکادمی پلیکان

آمد ز نای دولت بار دگر نوایی (2967)

- اندازه متن +

آمد ز نای دولت بار دگر نوایی
ای جان بزن تو دستی وی دل بکوب پایی

تابان شده‌ست کانی خندان شده جهانی
آراسته‌ست خوانی در می‌رسد صلایی

بر بوی نوبهاری بر روی سبزه زاری
در عشق خوش عذاری ما مست و های هایی

او بحر و ما سحابی او گنج و ما خرابی
در نور آفتابی ما همچو ذره‌هایی

شوریده‌ام معافم بگذار تا بلافم
مه را فروشکافم با نور مصطفایی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×