آنکو طمع وفا برد بر شکران (1383)
-
اندازه متن
+
آنکو طمع وفا برد بر شکران
بر خویش بزد عیب و نزد بر شکران
ور شکران نهاد انگشت به عیب
در هجر بسی دست گزد بر شکران
آنکو طمع وفا برد بر شکران
بر خویش بزد عیب و نزد بر شکران
ور شکران نهاد انگشت به عیب
در هجر بسی دست گزد بر شکران
دلا گر مرا تو ببینی ندانی به جان آتشینم به رخ زعفرانی
دل از دل بکندم…
ای شاه تو مات گشته را مات مکن افتادهٔ توست جز مراعات مکن
گر غرقهٔ جرم…

