آنک بیباده کند جان مرا مست کجاست (412)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۹/۷
-
اندازه متن
+
آنک بیباده کند جان مرا مست کجاست
و آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست
و آنک سوگند خورم جز به سر او نخورم
و آنک سوگندِ من و توبهام اشکست کجاست
و آنک جانها به سحر نعرهزنانند از او
و آنک ما را غمش از جای ببردهست کجاست
جانِ جانست وگر جای ندارد چه عجب
اینکه جا میطلبد در تنِ ما هست کجاست
غمزهی چشم بهانهست و زانسو هوسیست
و آنک او در پس غمزهست دلم خَست کجاست
پردهی روشنِ دل بست و خیالات نمود
و آنک در پرده چنین پردهی دل بست کجاست
عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد
و آنک او مست شد از چون و چرا رست کجاست
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
صد گوش نوم باز شد از راز شنودن (1893)
صد گوش نوم باز شد از راز شنودن بی بوددهنده نتوان زادن و بودن
استودن تو…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
