آکادمی پلیکان

آن به که مرا تمکین نکنی (3138)

- اندازه متن +

آن به که مرا تمکین نکنی
تا همچو خودم گرگین نکنی

بر روی منه تو دست مرا
تا مست مرا غمگین نکنی

تو رنگرزی، تو نیل‌پزی
هان کینه را، زنگین نکنی

ای خواجه، بهل، فتراک مرا
تا خنگ مرا بی‌زین نکنی

از دور ترک زانو بزنی
زانوی مرا بالین نکنی

تو هرچه کنی داعی توم
هرچند که تو آمین نکنی

دل را بروم، ملک تو کنم
تا تو دل خود پرکین نکنی

رخساره کنم وقف قدمت
تا تو رخ خود پرچین نکنی

خاموش کنم، طبلک نزنم
تا از دل و جان تحسین نکنی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×