آن خوش باشد که صاحب تمییزی (1655)
-
اندازه متن
+
آن خوش باشد که صاحب تمییزی
بیآنکه بگویند و بگوید چیزی
بیگفت و تقاضا برسد مهمانرا
تروندهٔ خوش ز صاحب پالیزی
آن خوش باشد که صاحب تمییزی
بیآنکه بگویند و بگوید چیزی
بیگفت و تقاضا برسد مهمانرا
تروندهٔ خوش ز صاحب پالیزی
ای آنکه مرا بستهٔ صد دام کنی گوئی که برو در شب و پیغام کنی
گر…
مگر مستی نمیدانی که چون زنجیر جنبانی ز مجنونان زندانی جهانی را بشورانی
مگر نشنیدهای دستان…

