آکادمی پلیکان

آن روز که جان خرقهٔ قالب پوشید (477)

- اندازه متن +

آن روز که جان خرقهٔ قالب پوشید
دریای عنایت از کرم میجوشید

سرنای دل از بسکه می لب نوشید
هم بر لب تو مست شد و بخروشید

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×