استاد مرا بگفتم اندر مستی (1678)
-
اندازه متن
+
استاد مرا بگفتم اندر مستی
کگاهم کن ز نیستی و هستی
او داد مرا جواب و گفتا که برو
گر رنج ز خلق دور داری رستی
استاد مرا بگفتم اندر مستی
کگاهم کن ز نیستی و هستی
او داد مرا جواب و گفتا که برو
گر رنج ز خلق دور داری رستی
آن عشق مجرد سوی صحرا میتاخت دیدش دل من ز کر و فرش بشناخت
با خود…

