افتاد مرا با لب او گفتاری (1680)
-
اندازه متن
+
افتاد مرا با لب او گفتاری
گفتم که ز من سیر شدی گفت آری
گفتا بده آن چیز که جیم اول اوست
گفتم دومش چیست بگو گفت آری
افتاد مرا با لب او گفتاری
گفتم که ز من سیر شدی گفت آری
گفتا بده آن چیز که جیم اول اوست
گفتم دومش چیست بگو گفت آری
ای دوست مگو تو بندهای یا آزاد بنده که خرد برای زشتی و فساد
ای دست…
سیر گشتم ز نازهای خسان کم زنم من چو روغن به لسان
بعد از این شهد…

