افتاده مرا عجب شکاری چکنم (1141)
-
اندازه متن
+
افتاده مرا عجب شکاری چکنم
واندر سرم افکنده خماری چکنم
سالوسم و زاهدم ولیکن در راه
گر بوسه دهد مرا نگاری چکنم
افتاده مرا عجب شکاری چکنم
واندر سرم افکنده خماری چکنم
سالوسم و زاهدم ولیکن در راه
گر بوسه دهد مرا نگاری چکنم
دوشست دیدم یار جدائی جویان با من به جفا و کین جدا شو گریان
امروز چنانم…
در دل نگذارمت که افگار شوی در دیده ندارمت که بس خار شوی
در جان کنمت…

