آکادمی پلیکان

چو آب آهسته زیر که درآیم (1524)

- اندازه متن +

چو آب آهسته زیر که درآیم
به ناگه خرمن که درربایم

چکم از ناودان من قطره قطره
چو طوفان من خراب صد سرایم

سرا چه‌بْوَد‌؟ فلک را برشکافم
ز بی‌صبری قیامت را نپایم

بلا را من علف بودم ز اول
ولیک اکنون بلاها را بلایم

ز حبس جا میابا دل رهایی
اگر من واقفم که من کجایم

سر نخلم ندانی کز چه سوی است
در این آب ار نگونت می‌نمایم

نه قلماشی است لیکن ماند آن را
نه هجو‌ی می‌کنم نی می‌ستایم

دم عشق است و عشق از لطفْ پنهان
ولی من از غلیظی‌ های هایم

مگو کُه را اگر آرد صدایی
که‌ای کُه نامدی‌، گفتی که آیم

تو او را گو که بانگِ کُه از او بود
زهی گویندهٔ بی‌منتهایم

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×