امشب برو ای خواب اگر بنشینی (1682)
-
اندازه متن
+
امشب برو ای خواب اگر بنشینی
از آتش دل سزای سبلت بینی
ای عقل برو که تو سخن میچینی
وی عشق بیا که سخت با تمکینی
امشب برو ای خواب اگر بنشینی
از آتش دل سزای سبلت بینی
ای عقل برو که تو سخن میچینی
وی عشق بیا که سخت با تمکینی
در کوی خرابات تکبر نخرند مردی ز سر کوی خرابات برند
آنجا چو رسی مقامری باید…
بر یار نظر کنم خجل میگردد ور ننگرمش آفت دل میگردد
در آب رخش ستارگان پیدایند…

