امشب که فتادهای به چنگال رهی (1683)
-
اندازه متن
+
امشب که فتادهای به چنگال رهی
بسیار طپی ولیک دشوار رهی
والله نرهی ز بندهای سرو سهی
تا سینه به این دل خرابم ننهی
امشب که فتادهای به چنگال رهی
بسیار طپی ولیک دشوار رهی
والله نرهی ز بندهای سرو سهی
تا سینه به این دل خرابم ننهی
رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید بیابد پاکی مطلق در او هر چه پلید آید
…
پیران خرابات غمت بسیارند چون چشم تو هم خفته و هم بیدارند
بفرست شراب کاندلشدگان نه…

