آکادمی پلیکان

اندیشه و غم را نبود هستی و تاب (84)

- اندازه متن +

اندیشه و غم را نبود هستی و تاب
آنجا که شرابست و ربابست و کباب

عیش ابدی نوش کنید ای اصحاب
چون سبزه و گل نهید لب بر لب آب

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×